حالم خوب است...
گرچه زندگی نا اهل شده.
گر چه تمام راه ها مرا به بن بست می خواند.
گرچه ابرها دیگر سایبان بیابانم نیستند.
حال من خوب است...
چون مرا با اینها چه کار است؟
کار من با دل است.
و دل بوی عید گرفته و به سر, شور جوانه زدن دارد.
حالم خوب است چون دلم هنوز می داند دوست داشتن سرخ است.
چون چشم هایم هنوز توان گریستن دارند.
چون دنیایم سیاه و سفید نیست. هنوز پر از رنگ
خدایا ترا ز من هزاران سپاس
شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو آبه
شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو می گرده زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه که تو چشماتو می بندی
تو رو آغوش می گیرم تنم سر ریز رویا شه
جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه
تو رو آغوش می گیرم هوا تاریک تر می شه
خدا از دست های تو به من نزدیکتر می شه
تمام خونه پر می شه از این تصویر رویایی
تماشا کن تماشا کن چه بی رحمانه زیبایی


