زندگی یه بازی نیست. اونم یه بازی تمرینی.
نمیدونم چطور بیان کنم. مطمئنا همه ی ماها بسیار شنیدیم از غنیمت شمردن وقت, از استفاده بهینه از زمان و فرصت ها, از اینکه ما فقط یه بار فرصت زندگی داریم.
اما از اون طرف هم بسیاری مواقع لحظاتی هستند که بار ها و بار ها توی زندگیمون تکرار میشن و ما هر بار به نحو متفاوتی باهاشون رفتار می کنیم و هر دفعه نتیجه ی اون رفتارمون رو می بینیم و تجربه ای میشه برای تکرارهای بعدی.
ما آدما همیشه دوست داشتیم و داریم که کار درست رو انجام بدیم و یا اگه کاری رو انجام دادیم اون کار درست باشه و یا حتی خیلی هامون به خودمون تلقین می کنیم که تصمیم درست رو گرفتیم در حالیکه شک داریم.
به همین خاطر بیشتر مواقع این خواست قلبی اکثر ما انسان ها, باعث میشه که نتونیم شرایط اون تصمیم گیری رو خوب درک کنیم, نفهمیم که این شرایط, جزء اون تکرار شدنی هاست یا تصمیماتی که فقط یه بار بیشتر تو زندگیمون وجود ندارند.
و وای به زمانی که این عدم تشخیص, بشه جزیی از زندگیمون. یعنی بدون هیچ تفکر و تعقلی, بدون هیچ آینده نگری و ترس از تکرار نشدن و... به سمت زندگی قدم برداریم.
- این کارو می کنم اگه اونی بشه که می خوام فبه المراد. اگه هم نشه.... نه حتما میشه . آره حتما اونی میشه که من فکرشو می کنم.
- دفعه قبل که بهش توجه نکردم , اما خودش خود به خود حل شد .این بار هم خودش درست میشه.
- من از پس تصمیم گیریش بر نمیام . بهتره پشت تصمیماتی که دیگران می گیرن پنهون بشم.اگه درست باشه که کار من هم راه میافته , اگرم غلط باشه تصمیم من که نبوده تقصیر اوناست.
و یا ...
همه ی ماها حتی خود من از این جور تصمیما زیاد تو زندگیمون گرفتیم. حالا یا آخرش به خیر گذشته ویا نه. اگه آخرش خوب نشه دو حالت داره . یا آن تصمیم نقش کلیدی رو تو زندگیمون ایفا نمی کنه که در این صورت جبران اون اشتباه آسونه و به زودی فراموش می شه.
اما در بعضی موارد تار و پود زندگیمون رو به گره میاندازند و زلزله ای میشن برای ساختار زندگی مون. و اونوقته که جبرانش از دست هیچ کسی بر نمیاد و دودش فقط چشم خودمون رو می سوزونه که چرا خودم راه درست رو انتخاب نکردم و هزار تا "چرا" ی دیگه.
تا حالا شده بشینیم و با خودمون فکر کنیم به اینکه بزرگترین اشتباهات ما تو زندگیمون کجاها بوده؟ چه مواقعی بیشترین ضرر رو کردیم؟
چند بارش نتونستیم تصمیم بگیریم؟ چند بارش نتونستیم تصمیم درست رو بگیریم؟ چرا؟ ؟؟
به خدا قسم اگه این کارو بکنیم میرسیم به اینکه بیشترین ضرر هامون واسه وقتاییه که برای تصمیماتمون و کلا شرایطمون اهمیت قائل نیستیم.
میگیم بی خیال . میگذره . یا فدای سرت. اما آیا واقعا اینجوریه؟
بیایین زندگی رو بازی نگیریم. بیایین چیزایی رو که در صورت تصمیم اشتباه از دست میدیم مهم بدونیم.
زندگی یه بازی نیست. اونم یه بازی تمرینی.
+ نوشته شده توسط Muhama در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت
15:29 |