سلام
واي ميدونيد چند وقته ننوشته بودم؟؟؟ كم كم داشت يادم ميرفت يه صندوقچه ي پر از جواهر دارم كه عاشقانه دوستش داشتم .
دلم خيلي واسش تنگ شده بود. بهم ميگين كه چرا نمينويسي؟ ميگين ديگه نمياي .....
خودتون خوب ميدونيد كه نوشتن دل و دماغ ميخواد . حتي وقتي آدم غصه داره تا نخواد كه با نوشتن خودشو سبك كنه نميتونه بنويسه .وضع منم توي اين مدت به طريقي بوده كه اصلا دستم به نوشتن نميرفت . چندين بار شروع كردم به نوشتن اما يا نيمه كاره رهاش كردم و يا وقتي كامل شد نگذاشتمش تو وب . ديگه...
اما امروز نميدونم چرا ولي يه نيرويي ازم قول گرفت كه وقتي رسيدم خونه بنويسم . و به همين خاطره كه الان در خدمت شمام .
يه وقتايي آدم چنان در زندگيش حل ميشه كه از خيلي چيزاي ديگه دل ميكنه و دور ميشه . اگر هم نخواد دور بشه نميتونه جلوي زندگي رو بگيره و با دست هاي در طلب توي جريان زندگيش دست و پا ميزنه . بديش اينه كه اگه بخواي توي زندگيت دست ببري از همه چي ميافتي يعني هم به كارهات نميرسي و هم زندگيت از دور خارج ميشه .
تنها كاري كه توي اين مواقع ميتونيم انجام بديم اينه كه دوام بياريم ، مقاومت كنيم تا از اين شرايط بيايم بيرون .
توي اين مدت ميشينيم و فكر ميكنيم . پيش خودمون تصميماتي ميگيريم . ميگيم مثلا اگه از اين شرايط خلاص بشم ميتونم فلان كارم رو انجام بدم . ميتونم به اون مشكلم برسم .ميشه...و و و
اما همه ي اينا فقط همون شرايطه . وقتي كه ازش رها ميشيم كم كم يادمون ميره كه چه برنامه هايي داشتيم . توي شرايطي قرار ميگيريم كه دستمون براي انتخاب خيلي بيشتر بازه و اين ماييم كه بر زندگي سواريم . اما به جاييكه ازش استفاده ي بهينه كنيم ازش سو ء استفاده ميكنيم . همه چي رو از دست ميديم . همه چي رو
توي اين دنياي گذرا هيچ چيز مهمتر از گذر زمان نيست .هيچ چيز گران بهاتر از ثانيه هاي زندگي نيست . جالب اينجاست كه همهي ما اين رو ميدونيم . خوب هم ميدونيم ولي چي كار ميكنيم؟؟؟
يادمون بياد روزهايي رو كه فقط به اميد زودتر تموم شدنشون زنده بوديم . يادمون بياد ايامي كه اگه در مجموع بهشون نگاه كنيم هيچ چيز قابل گفتني توش پيدا نميكنيم . براي خودم كه خيلي پيش اومده روزهاي زيادي رو فقط نشستم تا زود تر تموم بشن و فرداي جديد بياد .
و همين كارهامونه كه بهمون ميفهمونه براي زمان هيچ ارزشي قايل نيستيم . در خسرانيم و غفلت
راستش موحاما توي شرايطي بوده كه يه كم فشار هاي اطرافش باعث تغييرش شدن . بهش يه كم مهلت بدين تا بشه همون موحاماي قبلي شما . اگر هم در مورد اين موحاما نظر خوبي دارين بهش بگين .
هميشه دوستتون داره و به عشق شما مينويسه
اگه خدا بخواد ميخواد يه شعر سپيد هم براتون بگه پس تا ديدار بعد خدا به همراتون



